خانه
گاما

درسنامه آموزشی از من تا خدا (تربیت دینی) کلاس هفتم

درس 3: مرا رها نمی‌کنی

بازدید64/3 K
تاریخ بروزرسانی1403/07/27

داشتم به این فکر می‌کردم چقدر باید خدا را شکر کنم که سؤال‌ها و جواب‌های زیبا را سر راهم قرار داد. چقدر دوست‌دارم که همهٔ بچه‌ها حداقل یک‌بار وارد دنیای این سؤال و جواب‌ها شوند. در همین فکرها بودم که یکی از سؤال‌ها نزدیک آمد و پرسید: «خدا بندگانش را چگونه هدایت می‌کند؟»

جواب سؤال که در کنارش بود، گفت: «خدا پیامبرانش را فرستاده و کتاب آسمانی هم به آن‌ها داده تا مردم را هدایت کنند.»

به‌جواب گفتم کمی صبر کند. داشتم فکر می‌کردم به قرآنی که در خانه یکایک ماست، کتابی که تک‌تک کلماتش را خدا برای ما فرستاده تا شیوهٔ درست زندگی کردن را به ما بیاموزد.

جواب چند دقیقه‌ای سکوت کرد و بعد ادامه داد:

- خدا علاوه بر پیامبر و کتاب آسمانی، امامانی را هم تعیین کرده تا راه‌ها و بیراهه‌های زندگی را به ما نشان دهند. اگر کسی از پیامبر و امامان اطاعت کند، مثل این است که از خدا اطاعت کرده و از راه درست، خارج نشده است.

فَإِنِّی لَکُم مُطِیعٌ، مَن أَطَاعَکُم فَقَد أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَن عَصاکُم فَقَد عَصَی اللَّهِ. (زیارت جامعهٔ کبیره)
من فرمانبردار شما [امامان] هستم. هرکسی از شما اطاعت کند، حتماً از خدا اطاعت کرده و هرکسی از فرمان شما سرپیچی کند، از خدا سرپیچی کرده است.

سراپا گوش بودم که جواب گفت: همان‌گونه که شناخت خدا لازم است، پیامبر و امامان را نیز باید شناخت. باید دربارۀ آن‌ها مطالعه کرد و از شخصیت و روش زندگی‌شان آگاه شد.

راست می‌گفت. درست است که من پیامبر و امامان را دوست داشتم، اما این کافی نبود. دوست داشتن را باید به‌وسیلهٔ شناخت تکمیل می‌کردم.

جواب ادامه داد:

ـ خدا به انسان عقل هم داده تا قدرت اندیشیدن برای تشخیص خوبی‌ها و بدی‌ها را داشته باشد و همچنین بتواند دستورات قرآن و پیامبر و امامان را بفهمد.

چه خدای خوبی داریم! فکر همه‌جا را کرده است.

نقشه مفهومی (صفحهٔ 38 کتاب درسی)

 

نقشه مفهومی زیر را براساس شیوه‌های هدایت‌ الهی که در این درس آموختید، کامل کنید.

ارسال پیامبران / نزول کتاب‌های آسمانی / تعیین امامان / عقل و خرد انسانی

درست وقتی حالم خیلی خوب شده بود و لبخند رضایت‌مندانه‌ای هم روی صورتم بود، سروکلهٔ وسوسه‌ها پیدا شد؛ ولی این‌بار مثل دفعات قبل از آن‌ها نمی‌ترسیدم.

یکی‌شان جلو آمد و گفت: «دینی که برای 1400 سال پیش است، مگر می‌تواند برنامهٔ زندگیِ امروز ما را تعیین کند؟»

وقتش بود سؤال‌ها و جواب‌های زیبا خودی نشان دهند. ظاهر شدند و یکی از سؤال‌های زیبا پرسید: «مگر همه‌چیز با گذر زمان عوض می‌شود؟ مثلاً مگر زشتیِ ظلم و بی‌رحمی، یا زیباییِ عدالت و مهربانی در گذر زمان تغییر می‌کنند؟»

در ذهنم مثال‌ها را ادامه دادم؛ راست‌گویی و دروغ‌گویی، خیانت و امانت‌داری، رازداری و افشای اسرار دیگران. درست بود؛ خوبی‌ها همیشه خوب می‌مانند و بدی‌ها هم همیشه بد هستند. بسیاری از دستورات دین دربارهٔ همین چیزهاست که با گذر زمان تغییری نمی‌کنند.

در همین فکرها بودم که یکی از جواب‌ها گفت: «البته، حتماً در گذر زمان، چیزهای جدیدی می‌آید، ولی قانون‌ها که عوض نمی‌شوند، مثلاً برای مسلمانان واجب است که از نظر دفاعی، خودشان را قوی کنند. این دستوری است که ربطی به دیروز و امروز ندارد. در گذشته، تجهیزات دفاعی کشور را اسب و نیزه و شمشیر و زره تشکیل می‌داده، امروزه تفنگ و تانک و موشک.»

وسوسه که دید حرفی برای گفتن ندارد، به‌سرعت از پیش ما رفت، نمی‌دانم کجا.

ایستگاه تفکر (صفحهٔ 39 کتاب درسی)

 

فضای مجازی یکی از تغییرات زندگی امروزی نسبت به گذشته است. براساس آموزه‌هایی چون راست‌گویی و امانت‌داری و زشتیِ افشای اسرار دیگران که در دستورهای دینی آمده است، شیوه‌های رفتاری شایسته در این فضا را ارائه دهید.

راست‌گویی و صداقت:
- انتشار اطلاعات دقیق: در فضای مجازی باید از نشر اخبار و اطلاعات نادرست خودداری کنیم و همواره به صحت محتوایی که منتشر می‌کنیم توجه داشته باشیم.
- پرهیز از شایعه‌پراکنی: از پخش شایعات و اطلاعاتی که به‌دقت بررسی نشده‌اند، باید دوری کنیم و به دنبال صحت‌سنجی مطالب باشیم.

امانت‌داری در حفظ اطلاعات:
- حفظ اطلاعات خصوصی دیگران: در فضای مجازی، به دلیل آسانی دسترسی به اطلاعات، باید به حفاظت از اطلاعات شخصی دیگران اهمیت بدهیم و آن‌ها را بدون رضایتشان منتشر نکنیم.
- محرمانه نگه‌داشتن مکالمات و اسرار: هرگونه اطلاعات شخصی یا محرمانه که به ما سپرده می‌شود، امانتی است که نباید آن را در اختیار دیگران قرار دهیم.

احترام به حریم خصوصی:
- عدم افشای اسرار دیگران: آموزه‌های دینی به‌صراحت از افشای اسرار دیگران نهی می‌کنند؛ بنابراین نباید در فضای مجازی، حریم خصوصی افراد را نقض کنیم و اسرار آن‌ها را فاش سازیم.
- اجتناب از هتک حرمت و تهمت: فضای مجازی نباید مکانی برای حمله به شخصیت دیگران، هتک حرمت یا تهمت‌زدن باشد. حفظ احترام و کرامت انسانی در همه حال باید رعایت شود.

اعتدال در ارتباطات و بیان نظرات:
- انتقاد سازنده: اگر در فضای مجازی نقدی داریم، باید آن را با احترام و به صورت سازنده مطرح کنیم، نه با توهین و تخریب.
پرهیز از خشونت کلامی و مجادله: استفاده از ادبیات توهین‌آمیز یا مجادله‌های بی‌ثمر که به تفرقه و دشمنی منجر می‌شود، باید در فضای مجازی کنترل شود.

مسئولیت‌پذیری در نشر محتوا:
- توجه به تاثیرات اجتماعی مطالب: باید در نظر داشته باشیم که هر محتوایی که منتشر می‌کنیم، تاثیر اجتماعی گسترده‌ای دارد و باید نسبت به آن مسئولیت‌پذیر باشیم.
- این شیوه‌ها همگی مبتنی بر اصول اخلاقی و دینی هستند و با رعایت آن‌ها، می‌توان از فضای مجازی به عنوان ابزاری مثبت برای ارتقای ارتباطات و بهبود زندگی اجتماعی استفاده کرد.

قصه: می‌خواستیم نمازمان را به فارسی بخوانیم!

ماجرا از آن‌جا شروع شد که ما پانزده نفر به این نتیجه رسیدیم که خواندن نماز به زبان عربی لازم نیست، بلکه بهتر است نمازمان را به زبان فارسی بخوانیم. از همان‌روز، در خانه‌هایمان غوغایی به‌پا شد و پدر و مادرهایمان از ما رنجیدند. هرچه نصیحتمان کردند، فایده‌ای نداشت. وقتی دیدند بر تصمیم‌مان پافشاری می‌کنیم، ما را پیش یک عالم دینی بردند. نام او آیت‌الله حا‌ج‌آقا رحیم ارباب بود.

حاج‌آقا ارباب در علوم اسلامی مختلفی به‌درجهٔ استادی رسیده بود. حتی در علم ریاضی هم شهرت داشت.

همراه والدینمان به خانه او رفتیم و خوش‌رویی‌اش ما را به خود جذب کرد. بعد از پذیرایی، حاج‌آقا رحیم به والدینمان رو کرد و گفت: «شما که فعلاً نمازتان را فارسی نمی‌خوانید، پس تشریف ببرید و مرا با فرزندانتان تنها بگذارید.»

آن‌ها که رفتند، حاج‌آقا رحیم ارباب با چهره‌ای گشاده از ما خواست تا خودمان را معرفی کنیم. سپس سؤالاتی پرسید که با رشته تحصیلی‌مان تناسب داشت. از یکی دربارهٔ فیزیک، از دیگری دربارهٔ شیمی و از بعدی هم دربارۀ زیست‌شناسی. ما جواب‌ها را بلد نبودیم، اما خود او جواب تک‌تک سؤالات را می‌دانست. انگار می‌خواست به ما بگوید من تمام این درس‌ها را خوانده‌ام ولی مثل شما مغرور نشده‌ام.

سرانجام به سراغ مسئلۀ اصلی رفتیم؛ یعنی نماز خواندن به زبان فارسی. او گفت: «والدینتان نگران این هستند که شما نمازتان را به زبان‌ فارسی می‌خوانید. آن‌ها خبر ندارند من کسانی را می‌شناسم که اصلاً نماز نمی‌خوانند. به‌نظر من، شما اعتقادتان پاک است و همت بلندی دارید.»

باورمان نمی‌شد یک عالم این‌قدر ما را تحویل بگیرد، پس خوشمان آمد و خوب حواسمان را جمع کردیم تا ببینیم چه می‌گوید. حرفش را ادامه داد:

ـ‌ من هم وقتی جوان بودم، می‌خواستم نمازم را فارسی بخوانم اما نشد. آفرین به شما که توانسته‌اید این کار را انجام بدهید.

از شدت خوشحالی، پاهایمان روی زمین بند نبود؛ پر درآورده بودیم، می‌خواستیم پرواز کنیم. از طرفی، کنجکاو بودیم که بدانیم حاج‌آقا رحیم با چه مشکلاتی روبه‌رو شده بودند.

سرانجام پرسیدیم و حاج‌آقا رحیم هم جواب داد. او گفت: «مهم‌ترین مشکلم ترجمهٔ درست سورهٔ حمد بود. حتماً شما این مشکل را حل کرده‌اید؛ به عنوان مثال، ترجمه بسم‌الله را بگویید.»

یکی از ما سریع دستش را بالا گرفت، بعد هم صدایش را صاف کرد و مغرورانه گفت: «بسم الله می‌شود به‌نام خدا.»

حاج‌آقا رحیم لبخند به‌لب گفت: «اینکه بسم را به‌نام معنا کرده‌اید، اشکالی ندارد، اما «الله» قابل ترجمه نیست، زیرا اسم خاص خداست و اسم خاص را نمی‌توان معنا کرد، مثلاً اگر اسم کسی حسن باشد، درست است که ترجمهٔ اسمش «زیبا» است، اما نمی‌شود که او را زیبا صدا زد.»

او بدون معطلی، سؤال بعدی‌اش را پرسید: «بگویید ببینم کلمه رحمان را چه ترجمه کرده‌اید؟»

دوستمان دیگر نه‌تنها غروری در صدایش نبود، بلکه خیلی کوتاه جواب داد: «بخشنده.»

حاج‌آقا رحیم ارباب گفت: «این ترجمه بد نیست، ولی کامل هم نیست، زیرا رحمان به‌معنای مهربانی خدا نسبت به همهٔ بندگان است، مثلاً باران روی سر همه می‌بارد؛ چه مسلمان، چه کافر، چه خوب، چه بد. درحالی که کلمهٔ بخشنده، این معنای همگانی بودن را نمی‌رساند. حالا بگویید کلمه رحیم را چه ترجمه کرده‌اید؟»

همان دوستمان باز بدون غرور و به‌همان کوتاهی قبل، جواب داد: «مهربان»

حاج‌آقا رحیم ارباب گفت: «اگر منظورتان از رحیم من بودم، بدم نمی‌آمد اسمم را به «مهربان» برگردانید. اما چون رحیم، نام پروردگار است، نباید آن را غلط ترجمه کنیم. رحیم یعنی خدایی که آن دنیا گناهان مؤمنان را می‌بخشد، ولی کلمهٔ مهربان این معنا را نمی‌رساند. قبول دارید؟»

بله، قبول داشتیم، اما همگی هاج‌و واج و ساکت، به حرف‌های منطقی حاج‌آقا گوش می‌دادیم.

حاج آقا رحیم ادامه داد:

ـ پس ترجمه شما برای بسم الله الرحمن الرحیم، کامل نیست. اگر دربارهٔ ترجمهٔ بقیهٔ آیات این سوره هم حرف بزنیم، می‌بینید که اشکالات کار، خیلی بیشتر می‌شود.

تا اینجا که همه خجالت‌زده و شکست‌خورده بودیم. به‌همین خاطر، حرفش را تأیید کردیم و گفتیم تصمیم‌مان تغییر کرده و دیگر اصرار نداریم نمازمان را به زبان فارسی بخوانیم. همان عربی‌اش بهتر است.

حاج‌آقا رحیم هم با روی گشاده، ما را تا دم در بدرقه کرد و بعدش هرکدام به‌خانهٔ خودمان برگشتیم.

برداشت من (صفحهٔ 41 کتاب درسی)

 

در خاطره‌ای که خواندید، کدام‌یک از رفتارهای حاج‌آقا رحیم ارباب، برایتان جالب‌تر بود؟ چرا؟

خوش‌رویی و مهربانی حاج‌آقا رحیم ارباب در برخورد با دیگران برایم جالب‌تر بود. اینکه با وجود جایگاه علمی و معنوی بالایی که داشت، همیشه با چهره‌ای خندان و رویی گشاده با مردم رفتار می‌کرد، نشان از شخصیت فروتن و متواضع او داشت. این رفتار برای من تحسین‌برانگیز است، چون نشان می‌دهد که احترام و محبت به دیگران در هر جایگاهی مهم است و می‌تواند باعث جذب دل‌ها شود. حاج‌آقا با این روش، نه تنها به مردم احترام می‌گذاشت، بلکه در دل‌ها نیز جای داشت و همین رفتار انسانی و پسندیده، تأثیر معنوی او را بیشتر می‌کرد.

احکام: بلوغ و تقلید

حاج‌آقای محمدی به تمیز بودن مسجد، حسّاس بود و می‌گفت: «خدا دوست دارد ما به خانه‌اش احترام بگذاریم. مستحب است مسجد را تمیز نگه‌داریم، وقتی هم که به مسجد می‌آییم، لباس‌های پاکیزه بپوشیم.»

مردم هم از این حساسیت حاج‌آقا راضی بودند. گاهی حاج‌آقای محمدی آستین بالا می‌زد و از سرویس‌های بهداشتی تا کتابخانهٔ مسجد را خودش تمیز می‌کرد. شبِ قبل از نظافت، به مردم خبر می‌داد فردا می‌خواهد مسجد را تمیز کند. هرکسی هم که دوست داشت، برای کمک می‌آمد. معمولاً ما نوجوان‌ها پیش قدم بودیم. همراهی با حاج‌آقای محمدی هیجان‌انگیز بود؛ هم‌شوخی و خنده داشت و هم آموزش.

آن‌روز هم که نوبت نظافت مسجد بود، حاج‌آقا زودتر از ما آمده بود و داشت کتابخانهٔ مسجد را گردگیری می‌کرد. سلام کردیم و به او ملحق شدیم. گردگیری هرطبقه از کتابخانه، به یک نفر واگذار شد. من مشغول گردگیری بخش مربوط به رساله‌ها بودم.

یکی از دوستانم که کتاب‌های قفسهٔ بغلی را گردگیری می‌کرد، گفت: «این‌همه رساله به چه درد می‌خورد؟ فقط یکی‌شان را نگه‌داریم، بقیه را از اینجا برداریم؛ کتابخانه هم خلوت می‌شود.»

خادم مسجد با یک سینی چای خوش‌رنگ آمد و همه به طرف او رفتیم. اصلاً یادمان رفت مشغول گردگیری بوده‌ایم. چای‌هایش خوردن داشت. حاج‌آقا هم یک استکان چای برداشت و گفت: «هرکسی با رسیدن به سن بلوغ، باید یک مرجع تقلید برای خودش انتخاب کند. هر مرجع تقلیدی هم برای خودش یک‌رساله نوشته است. پس ما باید اینجا رسالهٔ تمام مراجع را داشته باشیم.»

یکی‌دیگر از بچه‌ها گفت: «آدم از کجا می‌فهمد که به سن بلوغ رسیده است؟»

حاج‌آقا گفت: «بلوغ شرعی سه نشانه دارد که اگر کسی یکی از آن‌ها را داشت معلوم می‌شود که به بلوغ رسیده: 1- روییدن مو در برخی قسمت‌های بدن، 2- فعال شدن برخی هورمون‌ها در بدن که نشانه‌های آن در پسران و دختران متفاوت است، 3- رسیدن به سن بلوغ که برای پسران پایان پانزده سال قمری و برای دختران پایان نه سال قمری است.»

یکی‌دیگر از بچه‌ها گفت: «مگر حرف مراجع تقلید با همدیگر فرق دارد که هر کدامشان یک رساله می‌نویسند؟»

حاج‌آقا گفت: «نظر مراجع دربارهٔ خیلی از مسائل شرعی، شبیه به‌هم است. فقط در برخی موارد، تفاوت‌هایی وجود دارد، مثلاً بعضی‌ها می‌گویند برای غسل کردن، ابتدا باید سر و گردن، بعد سمت راست بدن و در پایان هم سمت چپ بدن شسته شود. اما بعضی مراجع دیگر می‌گویند ابتدا باید سر و گردن و بعد از آن، بدن شسته شود و نیازی نیست که بین سمت چپ و راست، ترتیبی رعایت کنیم.»

چند تا از بچه‌ها چایشان را خورده بودند و بازهم مشغول کار شده بودند. من از حاج‌آقا پرسیدم: «چرا این تفاوت‌ها وجود دارد؟»

حاج‌آقا با نگاهی به استکان چای و قندی که در دست من بود گفت: «هم چایمان سرد شد و هم کارهایمان مانده است. بقیهٔ سؤال و جواب‌ها بماند برای بعد. عیبی که ندارد؟»

ایستگاه تفکر (صفحهٔ 44 کتاب درسی)

 

غیر از احکام شرعی که ما در آن‌ها به مرجع‌تقلید اعتماد می‌کنیم، در چه موارد دیگری، به کارشناسان مراجعه می‌کنیم؟ سه مورد را بیان کنید.

مسائل پزشکی: برای حفظ سلامتی و درمان بیماری‌ها به پزشکان و متخصصان پزشکی مراجعه می‌کنیم تا تشخیص درست و درمان مناسب دریافت کنیم.
مسائل حقوقی: در مواردی که با مسائل قانونی و حقوقی مواجه می‌شویم، به وکلا و مشاوران حقوقی مراجعه می‌کنیم تا راهنمایی‌های دقیق و مطابق با قوانین دریافت کنیم.
مسائل آموزشی: برای یادگیری مهارت‌های تخصصی یا دریافت مشاوره تحصیلی به معلمان، استادان و مشاوران آموزشی مراجعه می‌کنیم تا بهترین راهکارها را برای پیشرفت تحصیلی بیابیم.

سؤالات پایان درس (صفحهٔ 45 کتاب درسی)

 

1- خداوند چگونه بندگانش را هدایت می‌کند؟
خداوند بندگانش را از طریق فطرت و عقل، فرستادن پیامبران و کتب آسمانی، الهام‌های درونی و نشانه‌های مختلف در زندگی هدایت می‌کند. همچنین با آزمون‌ها و سختی‌ها، آن‌ها را به سوی رشد و تعالی سوق می‌دهد. این هدایت‌ها نشان از رحمت و لطف خداوند برای راهنمایی بشر به سوی سعادت و کمال است.

2- توضیح دهید آیا می‌توان برای زندگی در دنیای امروز، از دینی که برای 1400 سال پیش است کمک گرفت؟
بله، زیرا اصول و ارزش‌های بنیادین دین اسلام، مانند عدالت، صداقت، انصاف و احترام به حقوق دیگران، همواره معتبر و قابل اجرا هستند. این اصول، برخلاف احکام جزئی که ممکن است به شرایط خاص زمانی و مکانی مربوط باشند، به گونه‌ای طراحی شده‌اند که بتوان با استفاده از اجتهاد و تفسیرهای معاصر آن‌ها را با چالش‌ها و نیازهای روزگار امروز هماهنگ کرد. دین اسلام، با داشتن چارچوبی انعطاف‌پذیر، می‌تواند پاسخگوی مسائل و پیچیدگی‌های دنیای مدرن باشد و به عنوان راهنمایی پایدار برای انسان‌ها عمل کند.

3- مجید و رضا بعد از آشنایی با شیوه‌های هدایت‌الهی تصمیم گرفتند در اوقات فراغت به خواندن داستان‌هایی درباره امامان بپردازند. توضیح دهید آن‌ها چه‌دلیلی برای تصمیم خود دارند؟
شناخت خداوند و پیامبران به‌هم‌پیوسته است. برای درک بهتر اصول دینی و معنوی، ضروری است که شخصیت و روش زندگی امامان را مطالعه کنند. این مطالعه به آن‌ها کمک می‌کند تا از آموزه‌ها و تجربیات امامان بهره‌مند شوند و الگوهای مثبت و اخلاقی را در زندگی خود به کار ببرند.

4- حبیب می‌خواهد خواهرش را از نماز خواندن به زبان فارسی منصرف کند. شما با ارائه دلایل منطقی، به او کمک کنید.
نماز خواندن به زبان عربی اهمیت ویژه‌ای دارد. زبان عربی نه تنها معانی عمیق‌تری از عبارات نماز را منتقل می‌کند، بلکه هر یک از کلمات نیز بار معنایی خاصی دارند که در ترجمه به زبان فارسی به طور کامل منتقل نمی‌شود. به عنوان مثال، واژه "الله" اسم خاص خداست و قابل ترجمه نیست، و کلمات "رحمان" و "رحیم" نیز به تنهایی معانی کاملی در فارسی ندارند. "رحمان" فقط به معنای "بخشنده" است که مفهوم مهربانی خداوند نسبت به همه بندگان را به خوبی منتقل نمی‌کند و "رحیم" نیز صرفاً به "مهربان" ترجمه می‌شود، در حالی که معنای عمیق‌تری از بخشش گناهان مؤمنان را در بر دارد. لذا خواندن نماز به زبان عربی می‌تواند فهم و ارتباط عمیق‌تری با معانی و مضامین دین اسلام به ارمغان آورد.

5- نشانه‌های بلوغ شرعی را بنویسید.
روییدن مو در برخی قسمت‌های بدن / فعال شدن برخی هورمون‌ها در بدن که نشانه‌های آن در پسران و دختران متفاوت است / رسیدن به سن بلوغ که برای پسران پایان پانزده سال قمری و برای دختران پایان نه سال قمری است.

فعالیت‌های عملکردی (صفحهٔ 45 کتاب درسی)

 

پژوهش (فردی / گروهی)

در مورد شخصیت پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع) پژوهش کنید و در یکی از قالب‌های نوشته، انیمیشن، اینفوگرافیک، روزنامه‌ دیواری و... ارائه دهید.

درس 3: مرا رها نمی‌کنی